احمد بن محمد حسينى اردكانى
337
مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )
و اين است ترتيب محكم كه وجود بر آن واقع است . و شيخ رئيس بعد از اين تحقيق مىگويد كه مردم را در امر عناصر اختلاف بسيار است ، خصوص در امر ارض كه در عدد و در شكل و در حركت و در سكون و در موضع آن اختلاف واقع است . و قومى از قدما كه به قول به اضداد ميل دارند و مىگويند كه ضدّين مبدأ همه چيزند ، خصوصا جمعى كه به خير و شرّ و نور و ظلمت ميل نمودهاند ، در تمجيد نار و تعظيم شأن آن إفراط كردهاند ، و آن را سزاوار تسبيح و تقديس دانستهاند ، به سبب نور و اضاءهء آن ، و ارض را مظلم ديدهاند كه باطن آن نه بالفعل روشن است و نه بالقوّه ، و آن را سزاوار تحقير و مذمّت دانستهاند . و چنين پنداشتهاند كه وحدت و ثبات و توسّط از معانى واقعه در حيّز خير و فضيلت است ، و كثرت و حركت و وقوع در طرف از معانى واقعه در حيّز شرّ و رذيلت است . پس نار را موصوف به وحدت و سكون و توسّط در مكان گردانيدهاند ، و ارض را به كثرت و حركت و وقوع در طرف موصوف داشتهاند ، و گفتهاند كه در عالم ارضين بسيار موجود است ، و ارض است كه در ميان بصر و نيّرين حايل مىشود و آنها را مىپوشاند و در آنها به هيچ وجه كسف به ستر [ 275 ] يا به محق حاصل نمىشود . « 1 » و اختلاف در سكون ارض آن است كه جمعى آن را متحرك به استداره دانستهاند و طلوع و غروب كواكب را به حركت ارض نسبت دادهاند . و بعضى گفتهاند كه پيوسته به جانب تحت حركت مىكند به استقامت . و مذاهب ديگر نيز هست . و كسانى كه به سكون قائل شدهاند در سبب سكون اختلاف نمودهاند و سخنان سخيف در اين باب گفتهاند . چنان كه بعضى پنداشتهاند كه ارض از طرف تحت غير متناهى است ، و به اين سبب نمىتواند كه به طرف تحت حركت نمايد . و بعضى پنداشتهاند كه مجوّف است و محمول است بر آب . و بعضى گفتهاند كه طبلى الشّكل است و سطح زيرين آن مستوى است و به اعتبار
--> ( 1 ) . ابن سينا ، الشفاء ، الطبيعيات ، السماء و العالم ، ص 53 .